x تبلیغات
اخبار روز

متن سند توافق آتش بس بین اسرائیل و حماس؛ آزادی رفت و آمد مردم در غزه بدون محدودیت خواهد بود

تبادل اسرا ۴۲ روز طول می‌کشد / ۳۳ اسیر اسرائیلی اعم از زنده یا مرده آزاد می‌شوند / اسرائیل به ازای هر زن یا کودک آزاد شده توسط حماس، ۳۰ زن و کودک فلسطینی را آزاد خواهد کرد / به ازای هر نظامی زن آزاد شده توسط حماس، اسرائیل ۵۰ زندانی فلسطینی را آزاد می‌کند / مبادله کلیه اجساد بین دو طرف پس از تعیین محل و شناسایی آنها انجام می‌شود / بازسازی ۳ تا ۵ساله غزه تحت نظارت مصر، قطر و سازمان ملل است

توافق چهارشنبه شب اسرائیل و حماس برای آتش بس و تبادل اسرا شامل سه مرحله با هدف پایان دادن به جنگ در غزه است.

این توافق که با میانجیگری قطر، آمریکا و مصر انجام شد و از روز یکشنبه ۱۹ ژانویه (۳۰ دی) اجرا خواهد شد، بیشتر به مکانیسم فردی مرحله اول که ۴۲ روز به طول می‌انجامد و طی آن ۳۳ اسیر اسرائیلی (اعم از زنده و یا جسد آن‌ها) آزاد می‌شوند، مربوط می‌شود.

به گزارش خبرگزاری فلسطینی «معا»،هدف تحت عنوان «اصول کلی موافقتنامه بین طرفین اسرائیلی و فلسطینی در غزه در مورد تبادل اسرا و برقراری آتش بس پایدار» به شرح زیر تعریف شد:

همه اسرای اسرائیلی، اعم از زنده و مرده که توسط مقاومت اسیر شده اند، آزاد می‌شوند و در مقابل اسرائیل با آزادی تعداد اسیران فلسطینی که در مورد آن‌ها توافق می‌شود، موافقت کرد.

مبادله در روز آتش بس، روزی که در توافقنامه به عنوان «روز اول» مشخص شده است آغاز خواهد شد.

اسرائیل و حماس همچنین بر آماج آتش بسی که به چهار هدف، «آتش بس دائمی»، «خروج نیروهای اسرائیلی از نوار غزه»، «بازسازی غزه»، «بازگشایی گذرگاه‌ها و تسهیل حرکت اشخاص و حمل و نقل کالا منجر می‌شود، توافق کردند.

مفاد توافق طبق سه مرحله به شرح زیر است:

مرحله اول (۴۲ روز):

توقف موقت عملیات نظامی دو طرف و عقب نشینی ارتش اسرائیل به سمت شرق از «مناطق پرجمعیت در امتداد مرز در تمام مناطق نوار غزه از جمله وادی غزه (محور نتساریم).

توقف موقت تردد هوایی (نظامی و نظارتی) در نوار غزه به مدت ۱۰ ساعت در روز و ۱۲ ساعت در روزهایی که در آن‌ها مبادله اسرا انجام می‌شود.

بازگشت آوارگان به محل زندگی خود و خروج از وادی غزه.

و در روز هفتم (پس از آزادی هفت نفر از اسیران اسرائیلی)، نیروهای ارتش اسرائیل به طور کامل از جاده ساحلی الرشید به سمت شرق تا جاده صلاح الدین عقب نشینی می‌کنند.

اسرائیل متعهد شد که پایگاه‌ها و تاسیسات نظامی خود را در این منطقه به طور کامل از بین ببرد و بدین ترتیب بازگشت آوارگان به محل سکونت (بدون حمل سلاح) آغاز خواهد شد. آزادی رفت و آمد مردم در تمامی مناطق نوار غزه بدون محدودیت و ورود کمک‌های بشردوستانه از روز اول بدون محدودیت خواهد بود.

در روز بیست و دوم، نیروهای اسرائیلی از مرکز نوار غزه (به ویژه محور نتساریم در شرق جاده صلاح الدین تا منطقه واقع در امتداد مرز) عقب نشینی خواهند کرد و پایگاه‌ها و تاسیسات نظامی به طور کامل برچیده می‌شوند.

از روز اول، کمک‌های بشردوستانه مجاز خواهد بود (۶۰۰ کامیون در روز از جمله ۵۰ کامیون سوخت که ۳۰۰ دستگاه آن مربوط به شمال نوار غزه است). این شامل سوخت مورد نیاز برای راه اندازی نیروگاه تولید برق و تجهیزات تجاری و عمرانی مورد نیاز برای آوار برداری و بازسازی و راه اندازی بیمارستان می‌شود.

تبادل اسرا:

حماس ۳۳ اسیر اسرائیلی را آزاد خواهد کرد (زنان غیر نظامی و سرباز)، کودکان (زیر ۱۹ سال و نه سرباز)، بزرگسالان (بیش از ۵۰ سال)، غیرنظامیان بیمار و زخمی.

در مقابل، اسرائیل تعدادی از اسرای فلسطینی را آزاد خواهد کرد. با در نظر گرفتن لیست‌های ارائه شده توسط حماس بر اساس اولویت دستگیری آن‌ها، رژیم اسرائیل به ازای هر زن یا کودک آزاد شده توسط حماس، ۳۰ زن و کودک فلسطینی را آزاد خواهد کرد.

همچنین بر اساس فهرستی که حماس بر اساس اولویت دستگیری آن‌ها ارائه کرده است، به ازای آزادی هر اسرائیلی سالخورده و مریض از سوی حماس، اسرائیل ۳۰ زندانی بزرگسال و بیمار (که تا ۱۵ سال از اسارت آن‌ها باقی مانده است) را آزاد می‌کند.

به ازای هر نظامی زن آزاد شده، اسرائیل ۵۰ زندانی فلسطینی را آزاد می‌کند (۳۰ زندانی در حال گذراندن حبس ابد و ۲۰ نفر دیگر در حال گذراندن مجازات‌های تا ۱۵ سال زندان).

این موضوع مشمول فهرست‌هایی است که حماس ارائه می‌کند، به جز فهرست مورد توافق. تعداد اسرای فلسطینی (حداقل ۱۰۰ نفر) که در مرحله دوم مورد بحث قرار خواهد گرفت. تعدادی از آن‌ها آزاد شده و به خارج یا غزه تبعید خواهند شد.

مکانیسم تبادل اسرا بین دو طرف در مرحله اول:

حماس در روز اول سه غیرنظامی اسرائیلی و در روز هفتم چهار غیرنظامی دیگر را آزاد خواهد کرد. پس از آن، حماس هر هفت روز سه اسیر اسرائیلی را آزاد خواهد کرد که از زنان شروع می‌شود.

تصمیم گرفته شد که تمامی اسرای زنده اسرائیلی پیش از اجساد آزاد شوند و حماس در هفته ششم در ازای آزادی تعداد توافق شده اسرای فلسطینی در زندان‌های رژیم اسرائیل، تمامی اسرای باقی مانده در این مرحله را آزاد خواهد کرد. این آزادی همزمان و بر اساس لیست‌های ارائه شده از سوی حماس انجام می‌شود.

تا روز هفتم، حماس اطلاعاتی درباره تعداد اسرای اسرائیلی که در این مرحله آزاد خواهند شد، ارائه خواهد کرد.

اسرائیل در هفته ششم (پس از آزادی «هشام السید» و «افرا منگیستو» که به مجموع ۳۳ اسیر اسرائیلی می‌پیوندند)، ۴۷ زندانی را که مجدداً دستگیر شده‌اند، از قرارداد شالیط (نام اسیر اسرائیلی است) آزاد می‌کند.

اگر تعداد اسرای زنده اسرائیلی که قرار است در این مرحله آزاد شوند به ۳۳ نفر نرسد، با بازگرداندن اجساد آن دسته‌ها، این تعداد تکمیل می‌شود و در مقابل، اسرائیل در هفته ششم تمام زنان و کودکان (زیر ۱۹ سال و غیرجنگجو) که پس از ۷ اکتبر در نوار غزه دستگیر شده بودند را آزاد می‌کند.

اسرائیل متعهد شد که فلسطینیان آزاد شده را به همین اتهامات مجدداً بازداشت نکند و مبادرت به بازگرداندن اسرای آزاد شده فلسطینی برای گذراندن باقیمانده دوران محکومیت نخواهد کرد.

همچنین توافق شد که فلسطینیان آزاد شده ملزم به امضای هیچ سندی به عنوان شرط آزادی نباشند.

دو طرف توافق کردند که گشایش مبادله اسرای فوق به عنوان مبنایی برای گشایش تبادل در مرحله دوم معامله در نظر گرفته نشود.

حداکثر تا روز شانزدهم، مذاکرات غیرمستقیم بین دو طرف برای توافق بر سر شرایط اجرای مرحله دوم به ویژه موارد مربوط به گشایش تبادل اسرا آغاز خواهد شد.

مذاکرات تا پایان هفته پنجم این مرحله تکمیل و توافق خواهد شد.

سازمان ملل متحد، آژانس‌های آن و سایر سازمان‌ها به ارائه خدمات بشردوستانه در تمام مناطق نوار غزه ادامه خواهند داد.

بازسازی زیرساخت‌ها (برق، آب، فاضلاب، ارتباطات و جاده‌ها) در سراسر نوار غزه و آوردن مقدار توافق شده تجهیزات لازم برای دفاع مدنی (نهادهای امداد رسان) آغاز شود.

تسهیل ورود تدارکات و ملزومات برای اسکان آوارگانی دانلود اپلیکیشن سایت سیب بت که در جنگ خانه‌های خود را از دست داده اند. حداقل ۶۰ هزار کاروان و ۲۰۰ هزار چادر وارد خواهد شد.

پس از آزادی تمامی نظامیان زن اسرائیلی، تعدادی از مجروحان حماس تعیین می‌شوند تا برای مداوا به گذرگاه رفح بروند. علاوه بر این، تعداد مسافران، بیماران و مجروحان از طریق گذرگاه رفح افزایش می‌یابد و محدودیت‌های سفر برداشته می‌شود و تردد کالا و تجارت از سر گرفته می‌شود.

اتخاذ تدابیر و برنامه‌های لازم برای بازسازی همه جانبه منازل، تاسیسات غیرنظامی و زیرساخت‌های غیرنظامی تخریب شده در طول جنگ و حمایت از قربانیان تحت نظارت تعدادی از کشورها و سازمان‌ها از جمله مصر، قطر و سازمان ملل متحد آغاز می‌شود.

تمامی اقدامات در این مرحله یعنی آتش بس نظامی تا زمانی که مذاکرات بر سر شرایط اجرای آن ادامه داشته باشد، در مرحله دوم نیز ادامه خواهد داشت.

در این توافقنامه تصریح شده است که قطر، آمریکا و مصر تمام تلاش خود را برای اطمینان از ادامه مذاکرات غیرمستقیم تا زمانی که دو طرف بتوانند در مورد شرایط اجرای مرحله دوم به توافق برسند، به کار خواهند بست.

مرحله دوم (۴۲ روز):

آتش بس دائمی (توقف عملیات نظامی و کارهای تجاوزکارانه به شکل منظم) اعلام و قبل از تبادل اسرا آغاز خواهد شد.

در این توافق آمده است: ما در اینجا درباره همه اسرای اسرائیلی زنده باقی مانده صحبت می‌کنیم، در ازای آزادی تعدادی از اسرای فلسطینی در اسرائیل. در این مرحله خروج کامل ارتش اسرائیل از نوار غزه انجام خواهد شد.

مرحله سوم (۴۲ روز):

مبادله کلیه اجساد بین دو طرف پس از تعیین محل و شناسایی آن‌ها.

اجرای طرح بازسازی ۳ تا ۵ساله نوار غزه شامل مسکن، تاسیسات شهری، زیرساخت‌های غیرنظامی و حمایت از قربانیان تحت نظارت کشورها و سازمان‌ها از جمله مصر، قطر و سازمان ملل متحد آغاز می‌شود.

بازگشایی گذرگاه‌های مرزی و تسهیل تردد افراد و کالاها.

محمد بن عبدالرحمان آل ثانی نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر چهارشنبه شب به وقت محلی (دوحه قطر) از موفقیت تلاش ها برای توقف آتش بس در غزه خبر داد و اعلام کرد: طرف های فلسطینی و اسرائیلی با توافق آتش بس در نوار غزه موافقت کردند.

نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر افزود: با موافقت طرف های مذاکره کننده، کار برای تکمیل ابعاد اجرایی این توافق امشب ادامه دارد.

وی افزود: اجرای توافق از روز یکشنبه ۱۹ ژانویه آغاز می شود و بر اساس توافق، حماس ۳۳ گروگان را در ازای آزادی اسرای فلسطینی آزاد خواهد کرد.

در پی حمله حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) اسرائیل در واکنش به این اقدام جنگ ویرانگری را علیه ساکنان نوار غزه به راه انداخت که بر اثر آن، افزون بر ویرانی‌های عظیم و قحطی مرگبار بیش از هزاران فلسطینی که بیشتر آنها زن و کودک هستند، کشته و زخمی شدند.

آژادی مروان برغوثی و پیکر یحیی سنوار چه می شود؟

در اسناد منتشر شده نام و سرنوشت دو چهره ی شاخص فلسطینی غایب است. یکی از این نام ها مروان برغوثی می باشد. هر بار با مطرح شدن احتمال آزاد شدن گروهی از زندانیان فلسطینی در اسرائیل، نام مروان برغوثی از رهبران زندانی جنبش فتح مطرح می‌شود. در ماه های گذشته هر بار که احتمال توافق در میان بود حماس علیرغم آگاهی از مخالفت اسرائیل روی آزادی برغوثی پافشاری می کرد و نام وی را در صدر فهرست زندانیانی که باید آزاد شوند می نشاند. حال روشن نیست آیا برغوثی مشمول توافق می شود و یا نه. برغوثی گزینه قابل قبول همه فلسطینیان به شمار می رود. چهره غایب دوم و شناخته شده تر از برغوثی که حالا دیگر زنده نیست یحیی سنوار رهبر حماس می باشد که روز پنجشنبه ۲۶ مهرماه به دست سربازان اسرائیلی در منطقه رفح، واقع در جنوب نوار غزه، کشته شد. از آن زمان پیکر خونین سنوار در اختیار اسرائیل است و در تازه ترین اظهار نظر روزنامه جروزالم‌پست در گزارشی نوشت: یک منبع آگاه روز دوشنبه ۲۴ دی‌ماه تاکید کرد که اسرائیل با تحویل جسد یحیی سنوار به حماس، به عنوان بخشی از توافق آزادی گروگان‌های اسیر این گروه فلسطینی، موافقت نخواهد کرد.

مروان برغوثی که اسرائیل با مبادله وی مخالف است، سال ۲۰۰۲ در یادداشتی در روزنامه واشنگتن پست نوشت:‌ «با وجود آن که من و جنبش فتح که به آن تعلق دارم، با هرگونه حمله و هدف گرفتن غیرنظامیان در داخل اسرائیل، همسایه آینده‌مان مخالف هستیم اما این حق را برای خود محفوظ می‌دانم که از خودم محافظت کنم، در برابر اشغال کشورم به دست اسرائیل مقاومت کنم و برای آزادی خودم بجنگم.»

او نوشت: «من همچنان به دنبال هم‌زیستی مسالمت‌آمیز میان کشورهای مساوی و مستقل اسرائیل و فلسطین، مشروط بر عقب‌نشینی کامل از سرزمین‌های اشغالی سال ۱۹۶۷ هستم… صادقانه بگویم، ما از این که همواره مقصر ناسازگاری اسرائیلی‌ها شناخته شویم،‌ در حالی که برای اجرای قوانین بین‌المللی تلاش می‌کنیم، خسته شده‌ایم.»

شرحی بر رساله کشور یهود اثر تئودور هرتصل و متن کامل آن به زبان فارسی – شیریندخت دقیقیان

او که بود؟

گویی سرنوشت پس از دریافت مدرک دکترای حقوق از دانشگاه وین او را به فرانسه فرستاد تا خبرنگار نشریۀ لیبرال وینی Neue Freie Presse  بشود. او که در فضای روشنگری یهودیان پروس بارآمده و روشنفکری سکولار و لیبرال بود، آنجا به عنوان خبرنگار درجلسات محاکمۀ کاپیتان آلفرد دریفوس شرکت کرد. هرچند با وجود تجربۀ احساسات ضدیهود در وین، هنوز هم خود را یک پروسی وطن پرست می- دانست، اما با مشاهدۀ دقیق توطئۀ یهودستیزانه علیه یک افسر وطن پرست یهودی و موج نیرومند یهودآزاری از سوی نیمی از فرانسویان، تکان خورد. اگر فرانسه، مهد آزادی و نخستین کشور اروپایی که در زمان ناپلئون بناپارت حقوق مدنی مساوی به یهودیان اعطا کرد، چنین چهرۀ زشتی به خود بگیرد، پس تکلیف یهودیان کشورهای دیگر که همچنان در گتوها و دست به گریبان با تبعیض، آزار، غارت و پوگروم می- زیستند، چه بود؟ آنجا مسیر زندگی او و کل تاریخ یهودیان دگرگون شد.

نامش تئودور بنیامین زِو هرتصل متولد دوم ماه مه ۱۸۶۰  بود.  کودکی اش اوج دوران روشنگری یهودیان اتریشی بود و او در فضایی سکولار، رشد و تحصیل کرد. هرتصل در سال ۱۸۸۴ مدرک دکترای حقوق از دانشگاه وین دریافت کرد، به کار نویسندگی، نمایشنامه نویسی و روزنامه نگاری پرداخت و سپس در پاریس خبرنگار شد. ماجرای دریفوس که تاثیر عمیقی در تاریخ فرانسۀ مدرن گذاشت و موجب اصلاح قانون اساسی فرانسه شد، هرتصل را وادار به اندیشیدن به آیندۀ یهودیان در اروپا و کشورهای دیگرِ حاملِ یهودی ستیزی کرد. 

در سال ۱۸۹۴ نمایشنامه ای به نام گتو منتشرکرد که چکیدۀ دیدگاهش پیرامون رد اسیمیلاسیون یهودیان و تغییر دین آنها به مسیحیت در جوامع اروپا بود.

مسئلۀ یهود که پیشتر در سال ۱۸۴۴ از سوی برونو بائر و نقد کارل مارکس بر او در جزوۀ “پیرامون مسئلۀ یهود” بررسی شد، همچنان راه حلی نیافته بود. برونو بائر، رهایی مسیحی از مسیحیت و رهایی یهودی از یهودیت را راه حل این  دشواره می دانست. اما مارکس در نقد بائر، رهایی دولت از هر گونه دین و هرگونه رسمی ساختن دینی خاص و صاحب امتیاز در حاکمیت را راه حل دانست؛ گونه ای راه حل لیبرالی برای تفکیک نهاد دین از حکومت. اما در زمان هرتصل، دشواره هنوز به قوت خود باقی مانده و حادتر شده بود.

۵۰ سال پس از جدل مارکس با بائر، و به دنبال روشنگری های منتقدان یهودی ستیزی از جمله امیل زولا که جان خود را بر سر دفاع از آلفرد دریفوس و پیروزی دادگاه افسر بیگناه گذاشت، این بار، تئودور هرتصل به عنوان یک یهودیِ دلبسته به جنبش آزادیبخش ملی یهودیان، چشم انداز جدیدی به مسئلۀ یهود گشود. او در سال ۱۸۹۶ رسالۀ کشور یهود را منتشر کرد و جنبش یهودیان برای داشتن کشوری از خود را تنها راه حل دشوارۀ یهود دانست.

متن کشور یهود برای دهه ها سلسله ای پیوسته از کنشگری های سیاسی، بین المللی و اجتماعی را فعال کرد. 

پس از انتشار این جزوه، پوگروم های روسیه، دربدری های یهودیان اروپای شرقی و سرانجام، ظهور نازیسم و برپایی اردوگاه های مرگ، همگی، درستیِ پیشنهاد هرتصل را بیش از پیش آشکار ساختند. هرتصل در میانسالی در سال ۱۹۰۴ چشم از دنیا فروبست و رویدادهای بعدی را ندید. خانوادۀ او عاقبتی تلخ داشتند: جوانترین دخترش به نام ترود، در اردوگاه مرگ ترزینستات کشته شد و پسرش استفان تئودور نورمن، یعنی نوۀ هرتصل، که پیشاپیش به انگلستان فرستاده شده بود، پس از پایان جنگ با شنیدن عاقبت پدرومادرش، با پرت کردن خود از ساختمانی بلند خودکشی کرد.

طرح هرتصل در متن کشور یهود در سال ۱۹۴۸ عملی و کشور اسرائیل تشکیل شد. 

ترجمۀ فارسی این متن، همراه شرح های تاریخی در این کتاب به خوانندگان فارسی زبان تقدیم می شود.  

چرا هرتصل به زبان فارسی؟

در شهر مونیخ به دعوت انجمن های فرهنگی ایرانیان امضای کتاب و گفتاری داشتم پیرامون کتاب اندیشه های لیبرال پیرامون آزادی. همدلی با هموطنان اندیشمند در روزگاری که برای ما تنها وطنی فرهنگی در دسترس است، شادمانی بزرگی بود. پس از جلسه در سرما و بادی که از کوهپایه های آلپ می وزید، گرم گفتگو در گروهی هفت هشت نفره، در خیابان قدم می زدیم که فرهیخته ای از میان جمع به نکته ای اشاره کرد که من در جلسه، پیرامون تشکیل کشور اسرائیل بر مبنای اندیشه های لیبرال ملی تئودور هرتصل بیان کرده بودم.

دهه های طولانی، نام تئودور هرتصل، تابویی در تبلیغات گستردۀ روحانیون و اسلام سیاسی در ایران بوده است. هرتصل که در رسالۀ  کشور یهود موارد اندکی نام نهضت صیونیزم را می برد که دو بار آن در انتقاد از دیدگاه های برخی نمایندگان وقت آن است، دهه ها با فحش سیاسی “صهیونیست” طرد شد. این میان، کمتر کسی یارای رویارویی دربرابر این تبلیغات نسبت به مسئلۀ یهود، هرتصل و جنبش ملی صیونیزم را داشت. حال آنکه این جنبش همسانی های بسیار با جنبش های رهایی بخش ملی در کشورهای دیگر داشت و فیلسوفان سیاسی مانند مایکل والزر در کتاب The  Paradox of Liberation (2015) آن را از این منظر بررسی کرده اند.

اگر ما گاندی و نهرو را می شناختیم، می بایست جنبش دیگری را که به استعمار انگلستان پایان داد و اسرائیل را بنیان گذاشت، به رسمیت می شناختیم. اگر نیرنگ استعمار برای تفرقه میان مسلمانان و هندوها را که اندکی پس از استقلال هند به کشته شدن میلیونی مسلمانان و هندوها انجامید، دیدیم، باید همان نیرنگ را در حملۀ پنج کشور مرتجع عرب، بیدرنگ پس از استقلال اسرائیل و درخواست آنها از فلسطینیان برای ترک خانه هایشان تا بازگشت پس از نابودی کشور تازه استقلال یافته-که عامل اصلی آوارگی فلسطینیان شد- نیز تشخیص می دادیم. 

دروغ و پروپاگاندا بسیار سریعتر و آسانتر از حقایق دقیق تاریخی که فهم آ‌نها به مطالعه، کار و برگذشتن از پیشداوری های دیرین نیاز دارد، گسترش می یابند. می گویند تا حقیقت برای بیرون رفتن از خانه مشغول بستن بند کفش خود است، دروغ چند بار دور زمین را پیموده است! 

و امروز در جایی هستیم که باید به جبران کوتاهی گذشته، متنی از اواخر قرن نوزدهم را پیش بکشیم، بخوانیم و با ذهن مستقل و آزاد قضاوت کنیم. از این رو بر آن شدم که این متن را که شخصا به تازگی برای دومین بار پس از سال ها خوانده بودم، به زبان فارسی ترجمه کنم و شرحی مختصر بر آن بدهم. 

طرح هرتصل

اشاره ام به تئودور هرتصل در سخنرانی مونیخ دربارۀ کتاب اندیشه های لیبرال پیرامون آزادی به این سبب بود که هرتصل در متن  کشور یهود حقوقدان و متفکری لیبرال است و همین پایه های فکری، نهضت ضداستعماری و آزادیبخش یهودیان را در دنیای مدرن به موفقیت رساند.

هنگام مقایسه میان پایه های فکری شکل گیری کشور اسرائیل و دیدگاه های زیربنایی جنبش های فلسطینی، تفاوتی جدی دیده می شود. دشمنی انداختن میان مسلمانان با مهاجران و دهکده های اسکان یهودیان – که زمین هایی را خریده و کاشتند که پیشتر طی  قرن ها  باتلاق های  مالاریا گرفته و زمین های بایری بوده اند – با ارتجاعی ترین و غیرانسانی ترین ایدئولوژی ها همراه بود. چنان که مفتی اعظم اورشلیم، حاج محمد امین الحسین، در اوج جنگ جهانی دوم، مخفیانه به آلمان رفت، با هیتلر دیدار کرد و در عهدنامه ای قرار گذاشت که هیتلر به مسلمانان استقلال بدهد، جلوی تبدیل فلسطین به سرزمین یهود را بگیرد و یهودیان مهاجر را مانند یهودیان اروپایی قتل عام کند. مفتی اعظم اورشلیم و نیروهایش در عوض می بایست با نزدیک شدن قوای هیتلر به او پیوسته، در امحای یهودیان شرکت کنند.

در مقایسۀ مفاد عهدنامۀ مفتی بدنام با متن هرتصل در کشور یهود به روشنی می بینیم که هرتصل نه تنها خواهان کشتن یا زیرپاگذاشتن حقوق کسی نیست، بلکه درچهارچوب قوانین بین الملل، خواستار خریدن زمین و انتقال قانونی مالکیت ها است. هرتصل از دورنمای خدمت به مناطق و کشورهای اطراف در اثر رشد اقتصادی و کاشت و آبادسازی زمین های بایر سخن می گوید. 

در کتاب حاضر، این متن به فارسی در اختیار ماست و می بینیم که در آ‌ن هیچ خبری از دشمنی با اعراب یا خواست پایمال کردن حقوق دیگران نیست. در کتاب حاضر، هدف، پرداختن به تاریخ کشور اسرائیل نیست، بلکه شناخت هرتصل و متن کشور یهود مدنظر است.

در این متن، هرتصل اصولا در دنیایی سخن می گوید که قدرت های بزرگ در آن حرف اول و آخر را می زنند و او باید با آ‌نها مذاکره کند؛ توده های مردم، به ویژه مسلمانان، هنوز رعیت عثمانی به شمار رفته، فاقد نمایندگی بودند. بنا به گفتۀ هرتصل، یهودیان ثروتمند حتی حاضر به بازپرداخت قرض های دولت عثمانی در ازای خریدن تکه ای زمین در سرزمین تاریخی و باستانی خود برای اسکان یهودیان ستمدیده شدند، اما سلطان عثمانی تقاضای آنها را برآورده نکرد.

ما در هیچ جای متن کشور یهود، ذره ای نشان از آ‌ن کاریکاتورهای یهودی ستیزی که هرتصل را همچون هیولایی خونخوار و متجاوز نشان می دهند، نمی یابیم. برخلاف تبلیغات ایدئولوژیک اسلام سیاسی در ایران و دنیای عرب، در این متنِ پایه ایِ استقلال اسرائیل، هیچ اثری از اشغالگری “از نیل تا فٌرات” که در کتاب ساختگی پروتوکل پیران صهیون به عنوان هدف پنهانی یهودیان آمده، نیست. باید دانست که متن پروتوکل به دستور تزار روسیه توسط روزنامه نگاری روان پریش به نام سرگئی نیلوس نوشته شد و تا کنون در کنار نبرد من هیتلر، بالاترین تیراژ در کشورهای اسلامی و عربی را داشته و جعلیات آ‌ن در کتاب های درسی این کشورها آمده است! 

باید افزود که آ‌نچه در نوشته های یهودی ستیز با عنوان “از نیل تا فرات” آمده و به هرتصل و طرح ملی گرایی یهود نسبت داده شده، جعلی و دروغ است. نگاهی سریع به تورات، سفر پیدایش ۱۵:۱۸ نشان می دهد که “از نیل تا فرات” وعدۀ خدا به فرزندان ابراهیم است که شامل اخلاف اسحق و اسماعیل هر دو می باشد: 

“در آن روز خداوند عهدی با ابراهیم بست و گفت: من به اخلاف تو این سرزمین را از وادی مصر تا رودخانۀ بزرگ فٌرات می بخشم.”

عناصر طرح لیبرال هرتصل

اندیشه های لیبرال با مفاهیم مرکزی آزادی فرد انسان، احترام به مالکیت خصوصی و ابتکار فردی، برخورداری از حقوق مساوی، تساوی تک تک شهروندان دربرابر قانون و تفکیک دو نهاد دین و حکومت، در سیاست، اقتصاد و فرهنگ، زیربنای تمدن مدرن از دوران روشنگری بوده اند.

انقلاب آمریکا که جنبشی ضداستعماری و رهایی بخش بود، با زیربنای فکری و گفتمان متفکران لیبرالی چون جان لاک، ژان ژاک روسو، تاماس پین و تاماس جفرسون به ثمر رسید. به دنبال آمریکا، انقلاب فرانسه به کوشش اصحاب دائره- المعارف بر همین پایه های فکری، بشریت را وارد دوران نوینی کرد. حتی متفکری چون کارل مارکس در دوران فکری اول خود، لیبرالی رادیکال بود و نظریۀ ازخودبیگانگی او از این دوران تا امروز، الهام بخش جامعه شناسان و روانشناسان است؛ برخلاف نظریۀ دیکتاتوری پرولتاریا که در دوران فکری بعدی او کوتاهی از اصول لیبرال بود و با شکست های تاریخی بزرگ از میدان به در شد.

پایه های لیبرال نگرش هرتصل به راه حل مسئلۀ یهود در رسالۀ کشور یهود را به چند زمینه می توان تقسیم کرد: 

الف- راه حل در چارچوب اقتصاد لیبرالی قرن نوزدهم و بر پایۀ واقعیت های موجود، به دور از ترسیم هیچ گونه آرمانشهر و ناکجا آباد: کشور یهود نه با رؤیاپردازی یا تهییج عاطفی، بلکه با بیان پیشرفت های فنی و اقتصادی دوران جدید آغاز می شود. هرتصل از نقش فن آوری های جدید در دگرگون ساختن سرنوشت بشر و خروج از بن بست های خودساخته و نیز نقدهای رایج به تکنولوژی آگاه است. 

او به عنوان حقوقدان، در طرح خرید یک سرزمین از کشورهای اروپایی، تشکیل کشور اسرائیل، برقراری سروری سیاسی بر آن، و اعزام یهودیان برای اسکان، در چارچوب قوانین حقوق بین الملل می اندیشد. این متن با پیشنهاد تشکیل “انجمن یهودیان”، سامانی برای مذاکرات سیاسی و بین المللی ارائه داده، سازماندهی اعزام یهودیان را از انحلال و نقد کردن سرمایه های منقول و نامنقول آنها تا ساختن و دادن خانه های جدید در سرزمین نوآباد آینده شرح می دهد.

سرفصل مهم طرح هرتصل، همکاری نزدیک با دولت های مسیحی وقت است که از دید او با برچیده شدن یهودی ستیزی در جوامع خود به آرامش خواهند رسید و جمعیت مسیحی آنها از رقابت با یهودیان رها شده، جای آنها در اقتصاد را پرمی کنند.

هرتصل پیشنهاد به برقراری شرکتی به نام “شرکت یهود” در چارچوب قوانین تجاری اروپا دارد که انحلال و نقدکردن خانه ها، بنگاه های تجاری و امور اقتصادی را به نیابت از مهاجران انجام دهد. باید افزود که این شرکت، چندین سال بعد با نام “آژانس یهود” تشکیل شد. موج چپگرایی و احساسات ضدکاپیتالیستی در دنیای عرب و در میان مسلمانان ایران موجب شد که این شرکت که در متن هرتصل با کارکرد تعریف شده- ای در اصول اقتصاد بازار آزاد آمده، همچون هیولایی آدمخوار معرفی شود!

ب- لیبرالیسم پیشرو در حل امور کارگری و تعدیل طبقاتی: در طرح هرتصل، شرکت یهود، رشد جامعۀ جدید را در چارچوب اقتصاد بازار آزاد تدارک می بیند. شرکت، عهده دار زمینه های مالی لازم برای پرورش نیروهای متخصص، آموزش و پرورش همگانی، اجرای برنامه های لیبرال “حمایت در ازای کار”، برقراری هفت ساعت کار روزانه برای همه، و دادن اضافه کاری به صورت نقد خواهد بود.

مبانی نظریۀ توسعۀ انسانی که تازه در اواخر نیمۀ دوم قرن بیستم توسط اقتصاددان های آکسفورد چون محبوب الحق و سپس آمارتیا سن برای حل بن بست های توسعۀ عادلانه مطرح شد، در این رساله بیان می شود؛ بی آنکه دستکم نگارنده هیچ جا دادن اعتباری به هرتصل در این زمینه را دیده باشم.

هرتصل تشکیل کشور یهود را تجربه ای در خدمت آزمودن روش های پیشرو کشورداری در زمینۀ عدالت اجتماعی می داند و در متن به نمونه های آ‌ن اشاره می- کند.

در طرح هرتصل، سودآوریِ شرکت یهود از راه معامله ها و فرایندهای اقتصادی مدرنی انجام می شود که بهره کشی از کارگران در آ‌ن نقشی ندارد. تنها استفادۀ هوشمندانه از قوانین بازار سرمایه داری، قاعده های تجارت آزاد موجود و روش های ساختمان- سازی و افزایش قیمت زمین ها در اواخر قرن نوزدهم، تضمین کنندۀ سود این شرکت هستند. در طرح او این سودها به نوبۀ خود، صرف صاحب خانه کردن همۀ مهاجران از کارگران بی مهارت گرفته تا کارکنان عالیرتبه در سرزمین نوآباد خواهد شد. 

در طرح هرتصل اشاره ای به جمعیت غیریهودی موجود در سرزمین نمی شود و خدمات شرکت یهود منحصر به یهودیان مهاجر است. او در زمینۀ حقوق ساکنان مسیحی و نمادهای فرهنگی و دینی آنها سخن کوتاه اما قاطعی دارد. ولی اشاره ای به ساکنان مسلمان موجود نمی یابیم؛ که کمبودی آشکار است.

پ- مدارای دینی/ فرهنگی و سکولاریزم لیبرال: سکولاریزمی که هرتصل به اختصار معرفی می کند، افزون بر بازشناسی نقش ربای های یهودی در سازماندهی به مهاجرت و اسکان و نقش نیایشگاه های یهودی همچون سازمان های مردم نهاد در کشور نوبنیاد، مداراگر با دیدگاه ها و اماکن دینی مسیحیان است. او پیشنهاد گاردهای خاصی برای حفاظت از اماکن دینی مسیحیان در کشور آیندۀ یهود را دارد و افتخار انجام آنرا پایان خوشی بر هجده قرن رنج یهودیان در سرزمین های مسیحی می داند. 

اما باید دانست که هنگام نوشتن این متن، زمینۀ توافق مسلمانان با یهودیان بسیار ضعیف شده بود. هرتصل پیش از نگارش کشور یهود به مصر و فلسطین و سپس به استامبول سفر کرد و به سلطان عثمانی، عبدالحمید دوم، پیشنهاد پرداخت مبلغ ۲۰ میلیون پوند در ازای اجازه به یهودیان برای مهاجرت به فلسطین را داد. سلطان این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که زمین به مردم او تعلق دارد و نمی تواند آنرا بفروشد. هرتصل در متن می گوید که “یهودیان می توانستند کلیۀ قرض های ترکیه دانلود اپلیکیشن سایت سیب بت را بازبپردازند” امپراتوری عثمانی پیش از جنگ جهانی اول به دلیل بدهی های خود به “مرد بیمار اروپا” مشهور شد. سلطان با این فرصت می توانست از سقوط عثمانی در سال های بعد جلوگیری کند و به آبادانی سرزمین ویرانه ای که زیر فرمانروایی اش روی توسعه و آبادانی ندیده بود، یاری رساند. هرتصل در سفر دیگر به استامبول در سال ۱۹۸۸ با قیصر ویلهلم دوم دیدار کرد، اما قیصر پیشنهاد او را با بیان سخنان ضدیهود رد کرد. هرتصل به انگلستان رفت و با ژوزف چمبرلن و دولتمردان دیگر بریتانیا دیدار کرد، اما حاصل این بود که آنها پیشنهاد منطقه ای خودمختار در اوگاندا در شرق آفریقا را به یهودیان دادند! 

باید افزود که در سال ۱۹۰۳ در روسیۀ تزاری پوگروم کیشی نیف و کشتار بیرحمانۀ چندین دهکدۀ یهودیان اتفاق افتاد که عکس های آن دنیا را تکان داد و اعتراض نویسندگان مترقی روس از جمله، تولستوی، آنتوان چخوف، ماکسیم گورکی و شلومو رابینویچ ملقب به شالوم علیخم، طنزنویس معروف یهودی روس را برانگیخت. اما اوگاندا، صیون، سرزمین تاریخی یهودیان، نبود. کنگرۀ هفتم صیونیزم در ۱۹۰۵ پیشنهاد مهاجرت به اوگاندا را رد کرد.

 سرانجام دولت انگلستان در سال ۱۹۱۷ با پادرمیانی لرد بالفور ایجاد سرزمین یهود در فلسطین را به رسمیت شناخت. پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، در ۱۲ اگوست سال ۱۹۱۸ در استامبول، وزیر اعظم عثمانی طلعت پاشا به نیابت از دولت عثمانی در حضور شانزده نمایندۀ یهودیان به ریاست لئوپارد پرلموتر، تاجر یهودی آلمانی، حق احیای ملی و دینی یهودیان در فلسطین را به رسمیت شناخت و لغو محدودیت های پیشین بر مهاجرت یهودیان و اسکان آنها را اعلام داشت. روند مذاکره با عثمانی که با تلاش های هرتصل آغاز شده و در ۱۹۱۸ چند سال پس از درگذشت زودهنگام او (۱۹۰۴) به ثمر رسید، نشان از خواست مدارا با مسلمانان دارد. متن کشور یهود، شاید با حساسیت های موجود پس از رد پیشنهاد او توسط سلطان عبدلحمید دوم، سکوت در مورد مسلمانان سرزمین  را ترجیح  داده  باشد؛ اما  در همین متن برای ساکنان غیریهودی سرزمین، حقوق مساوی با یهودیان و آزادی دینی را لازم می داند. او بهره کشی از کارگران غیریهودی را جرم و موجب تحریم کارفرما اعلام می کند. هرتصل در سال ۱۹۰۲ با نوشتن یک رمان این کمبود را بیشتر جبران کرد: این رمان Altneuland یا سرزمین کهن نوین نام دارد و شور و شوقی بیسابقه در میان یهودیان پدید آورد. هرتصل دورنمای خود از کشور یهود را در این رمان همچون جامعه ای سوسیال لیبرال با زیرساخت های مشارکتی -که بعدها همان کیبوتص ها شدند – و کاربرد علوم و فنون نوین توصیف کرد. او در رمان با پرداختن به انواع سویه های ادارۀ این کشور، به پیش بینی جامعه ای پلورالیست و مداراگر با ادیان و اندیشه های گوناگون پرداخت. 

ت- آزادی های فردی لیبرال: متن کشور یهود دفاعی است از حق آزادی های مدنی و سیاسی یهودیان و اعتراض به یهودی ستیزی و تبعیض پیشرونده در کشورهای اروپایی؛ از کشورهایی که در قوانین مدنی خود این آزادی ها را داده بودند تا آنها که آنرا فقط به روی کاغذ آوردند اما اجرا نکردند، تا کشورهایی چون روسیۀ تزاری که یهودآزاری از جمله برنامه های زیر نظر دولت برای انحراف نارضایتی های توده های مردم بود.

هرتصل با به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی یهودیان در کشور  نوآباد  آینده، روش های زندگی گوناگون طبقات مختلف اجتماعی بسته به ثروت های تولید شدۀ آ‌نها را به رسمیت می شناسد. او برخلاف رؤیاپردازان دوران خود که وعدۀ جوامع بی- طبقه می دادند، پا بر زمین واقعیت های موجود دارد. او از ترسیم هر گونه ناکجاآباد سوسیالیستی و محو خیالیِ طبقات اجتماعی به شدت رویگردان است. طرح او بر کاهش هر چه بیشتر شکاف طبقاتی و اقدامات رفاهی برای طبقات زحمتکشی تاکید دارد، زیرا آنها را پیشتازان آبادانی کشور یهود و شایستۀ ترفیع شرایط زندگی و کار می داند.

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد